مصطفى النوراني الاردبيلي

306

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

روايت از جابر بن حيان : فارسى : مرگ موش ، شكّ اردو : سينكا عربى : سمّ الفار زرنيخ سه جنس است : سرخ ، زرد و سفيد . سرخ را چون به موم رون كنى تحليل افكند و جلا آورد . « 2 » زرنيخ لغت فارسى است و به يونانى فرساطيس به عربى كبريت الارض است و پنج قسم مىباشد . زرد و سرخ و سفيد آن را زرنيخ نوره مىگويند كه زبونترين اقسام است و به دستورى سبز و سياه آن نيز غير مستعمل است و قسم زرد در سوم گرم و خشك است . « 1 » زرنيخ جسمى معدنى است ، مركب از گوگرد و ارسنيك . زرنيخ سرخ معمول كيمياگران است و زرنيخ اصغر معمول نقاشان مىباشد . « 2 » زرنيخ در معدن خود مانند توليد كبريت كه از بخار دخانى كه رطوبت در قعر معدن با آن مصادف گردد حاصل مىشود . ليكن ماده ارضيت و رطوبت ثقيل در اين بيشتر از آن است و جوهر نادرى در كبريت غالب‌تر ، لهذا زرنيخ مثل كبريت مشتعل نمىگردد . بهترين آن زرد است كه به رنگ طلاست و آن را زرنيخ و رقى و بدخشى مىنامند و از سرخى و صافى شبيه به اسرنج صاف است كه زود بشكند و گرم بگردد و بوى كبريت از آن آيد . زرنيخ از ادويه كيمياست ، اگر زرد و سرخ آن را بسوزانند تا سفيد شود بعد مس سرخ و صاف را گداخته بر آن كمى تنكار اندازند بعد خاكسترش را يك مثقال بر پنج مثقال آن اندازند ، آن را سفيد مىگرداند و گاه زرنيخ را مىسوزانند و گاهى تصعيد آن طبخ و سرخ مىگردد . در جميع انواع آن حرارت شديد است و لظّاع و معفن و محرق ، منضج ، مفتح و منقى صديد و با فوت قابضه و خورنده گوشت زائد زخمها و رافع سعفه و جرب و آكله و كشنده اقسام كرم و سترنده موى است . « 3 »

--> ( 2 ) - الابنيه ، ص 174 . ( 1 ) - تحفه حكيم ، ص 135 . ( 2 ) - فرهنگ داروها ، ص 188 ؛ صيدنه ، ج 2 ، ص 873 . ( 3 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 96 .